به من ز بوی تو باد صبا دریغ نکرد
ز آشنا نفس آشنا دریغ نکرد
چو غنچه تنگ دلی هرگزش مباد آن گل
که بوی خوش ز نسیم صبا دریغ نکرد
صفای آیینه ی روی آن پری وش بادکه با شکسته دلان از صفا دریغ نکرد
جفا ز بخ
گر چشم دل بر آن مه آیینه رو کنی
سیر جهان در آینه ی روی او کنی
خاک سیه مباش که کس برنگیردتآیینه شو که خدمت آن ماهرو کنی
جان تو جلوه گاه جمال آنگهی شودکایینه اش به اشک صفا شست و شو کنی
خواب
چند یاد چمن و حسرت بررسی از مرجع پرواز طبق کپی رایت کنم
بشکنم این قفس و بال و پری باز کنم
بس بهار آمد و پروانه و گل مست شدند
من هنوز آرزوی فرصت بررسی از مرجع پرواز طبق کپی رایت کنم
خار حسرت زندم زخمه به تار دل ریش
چون هوای گل و مرغان هم آواز کنم
ب
بیا که بار دگر گل به بار می آید
بیار باده که بوی بهار می آید
هزار غم ز تو دارم به دل، بیا ای گل
که گل شکفته و بانگ هزار می آید
طرب میانه ی خوش نیست با منش چه کنم
خوشا غم تو که با ما کنار می آید
ای فرستاده سلامم به سلامت باشی
غمم آن نیست كه قادر به غرامت باشی
گل كه دل زنده كند بوی وفایی دارد
تو مگر صاحب اعجاز و كرامت باشی
خانه ی دل نه چنان ریخته از هم كه در او
سر فرود آری و مایل به اقامت باشی
چی عشق تو نگاه تو ؟، داغون و نابود کرده؟
آتیشه عشقمونو کی؟ ، خاکسترو دود کرده؟
حرفایه پر مکره کدوم؟ ، گرگی تورو مغرور کرد؟
کی تورو از دلم ربود؟ ، کی تورو از من دور کرد؟
کی نقطه ضعف منو دید؟ ، کی دستات
داغون یعنی نباشی و بیاد بارونقدم زدن تنها تو خیابون تو باشی با اونغصه یعنی نباشی ام دلش قرصهیعنی اصلا حالتو نپرسه این یعنی داغونبی کس یعنی دلت همش یه چیزیش هستیعنی بفهمی با یکی دیگستبه روت نیاریمردی ی